۱۳۸۸ آبان ۱۲, سه‌شنبه

خواب دیدن و جهانهای موازی و اداره جهان با ریاضیات توسط خداوند

پیدایش و تکوین عالم ماجرائی است که علوم متفاوتی دست به کنکاش آن زده اند و تا بدانجا مفاهیم عقلی پیش روی جستجوگران قرار گرفته که عرفا نیز ره به پویش این وادی گرفته اند، لیکن آنچه که محرز است اینست که کائنات با همه عظمتش وجود دارد و بطرز با شکوهی از طرف خدائی با شکوهتر اداره میگردد ، هر از چند گاهی فراخور احوالاتی که دست میدهد انسانهای ساده ای مثل من نیز انگشت حیرت در دهان به این عظمت مینگرند و سر تأسف از برای جهل شان تکان میدهند، ولی این هیچ از عظمت این پدیده نمی کاهد همانطور که گفتم گاهی میشود که جرقه هائی در ذهن زده میشود و بیشتر موقعی این جرقه ها منیر تر میگردند که نگاهی به کتاب آفرینش افکنده شود نگاهی به یک نوشته یا کتاب و یا نگاهی به سوی آسمان ، اینجاست که بعضاً برخی نکات در ذهن انسان معنی دار شده و مفهومی غیر از جایگاه اولیه اش در ذهن را متبادر میکند، نکته ای که به ذهن من رسیده در مورد جهانهای موازی است جهانهای موازی را اگر در یک جمله بخواهیم توضیح دهیم اینست که غیر از بعدی که من و شما در آن به زندگی مشغولیم ابعاد بینهایتی در این عالم هستی وجود دارند که که با نرخ همزمانی با ما وقایع ممکنه را تصویر و عینیت میبخشند مثلاً اهمین الآن به هر کاری که مشغولید بینهایت گزینه برای ادامه آن دارید اگر درحاب آب خوردنید میتوانید نخورید میتوانید کمی بخورید و خود این کمی خوردن بسته به مقدار آبی که در دست دارید گزینه های بیشماری را پیش روی شما قرار میدهد، اصلاٌ میتوانید لیوانتان را بشکنید همین نحوه شکستن لیوان خود گزینه های بیشماری را در بر میگیرد و وو....بطور کلی منظور اینست که همه احتمالات یک کار و یک عمل را من و شما در آن واحد همه را با هم انجام میدهیم ، منتها در عوالمی دیگر و در ابعادی دیگر و جالب اینجاست که در این عوالم هم انسانها و اشیائی که همکنون در نزدیکی ما هستند و همچنین انسانها و موجودات و اشیائی که بنوعی با ما مرتبط هستند نیز وجود دارند ولی با نسبتی متفاوت یعنی برخی ها در برخی عوالم و ابعاد با ما هستند و برخی ها نیستند چون آنان نیز دارای تفکرو اندیشه و اختیار انجام کاری یا در حالتی قرار گرفتن را دارند و لذا از من و شما به تعدادی بینهایت در این کائنات وجود دارد ، به این کلمه بینهایت دقت کنید ، یعنی هیچ عدد و رقمی نمیتوان برایش متصور شد ، آنچه که من از در کنار هم گذاشتن برخی باورداشتهای ذهنی و اصول ریاضی و همچنین باور به عظمت و توانائی مطلق خداوند در یافتم اینست که این حضور جمعی در هر یک از این عوالم بر اساس یک قانون ساده ریاضی قابل انجام است شاید در استفاده از این قانون ریاضی ما استفاده هائی در حد و اندازه خودمان میکنیم و قطعاً روی ساده و کاربرد ساده آنرا میبینیم ولی وقتی آفریننده ای که خروجی فعلش کائناتی به این عظمت باشد استفاده اش از این قانون نیز به اندازه خودش بزرگ و لایتناهی است ، قانون مخرج مشترک یک اصل ساده ریاضی است که از سال چهارم ابتدائی در مدارس تدریس میشودولی وقتی صحبت از کاربری به عظمت خداست خروجی و نتیجه استفاده نیز فرق میکند ولی قانون همانست که بوده ، با یک خروجی مشترک گیری از پدیده ای به عظمت کائنات و موجوداتش براحتی کسی مثل خداوند میتواند براحتی تعیین کند که چه کسانی در آن واحد مثل هم فکر میکنند و برنامه و هدفی مشترک دارند و بایستی کنار هم باشند از همینجا میتوان گریزی به این موضوع نیز زد که حضور فعلی ما در کنار اطرافیان و آشنایان و خانواده و حتی لباس و کفشی که در تنمان است بی دلیل نبوده وحاوی یک پیام و هدفی است که شاید امروز به ذهن فعلی ما نرسد ولی قطعاً دلیلی داردکه امروز ما فرزندان پدر و مادرمان و برادر و خواهر برادران و خواهرانمان هستیم دوستان و آشنایانمان و همکاران و همسایگانمان تماماً بر اساس یک حکمتی است که حداقلش را ما در این بحث به آن میپردازیم که پرداختن به اشتراکات ماست به عبارت دیگر امروز با هرکه در ارتباطیم کلاً جاندار و بیجان ، مشترکاتی باهم داریم و بایستی امروز در کنار هم باشیم، حال آنچه شاید مورد نظر اصلی در این مبحث باشد اهمیت پرداختی اساسی به ریاضیات و کشف چشمه های جوشانی از معرفت که در اثر فعالیت و تأثیر گذاری مداوم این اصول بر زندگی های ما چهره این حیات را آشکار تر میکند ، میباشد.
نکته دیگری که در رابطه با این موضوع میخواهم مطرح کنم بحث خواب دیدن های ما باشد با عطف به این موضوعی که ذکرش در بالا گذشت بدون استثنا تمامی خوابهای ما تصویر نظارت مستقیم ما بر وقایعی است که در گوشه ای از این کائنات در حال وقوع و انجام است یعنی با علم به وجود جهانهای موازی و بروز و ظهور هریک از این جهانها بر مبنای خروجی مشترک بین ساکنین این عوالم میتوان عظمت این کائنات و تعدد این عوالم را جلو چشم آورد و بار دیگر به خدای بزرگ و مهربانمان دست مریزاد گفت نمیدانم هیچ سخنی و هیچ مفهوم مشهوری را نمیتوانم برای بیان بزرگی عظمت و علم و حلم و عشق این باری متعال بیابم و بخواهم در کلامش آورم همان به که بگویم : لایق خدائی است.
غلامرضا نظری

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر